توفيق توبه براي تهمتزنندگان به سختي حاصل ميشود
درس اخلاق آيتالله قرهي؛
توفيق توبه براي تهمتزنندگان به سختي حاصل ميشود
خبرگزاري فارس: آيتالله روحالله قرهي در جديدترين جلسه درس اخلاق خود گفت: تهمت اشد از غيبت است، براي همين است كه ميفرمايند: كسي كه سه بار دچار تهمت شود، بعيد است توفيق توبه را داشته باشد.
به گزارش خبرگزاري فارس، نخستين جلسه خردادماه درس اخلاق آيتالله روحالله قرهي در مسجد و حوزه علميه امام مهدي (عج) برگزار شد كه مشروح سخنان وي در پي ميآيد.
آن كار را بكن ميبيني! گفت: آقا جان! چه كردهاند؟ فرمودند: عرفاي عظيمالشّأن كار خارقالعادهاي نكردند الّا به اينكه فقط گناه نكردند. آنها گناه نكردند، چشمشان باز شد، گوششان شنوا شد و اوج گرفتند. در اين جلسه اگر كسي گناه نكرد، به مرور زمان چشمش به حقايق باز ميشود. امّا اگر گناه كرد و آرام آرام آلوده شد، ديگر انسانيت فراموش ميشود و به جايي ميرسد كه به قول قرآن، كبائر هم براي او مهم نيست. تبديل ميشود به انساني كه غيبت ميكند، تهمت ميزند و به تعبيري اصلاً از اينكه به ديگران تهمت ميزند، تكان هم نميخورد، يادش ميرود كه همين اعمال باعث ميشود ديگر حقايق را باور نكند.
شخصي به عارف عظيمالشّأن، ملّا محسن فيض كاشاني و بعضي از بزرگان اهانت كرده بود، به ايشان گفتند: آقا! شمّهايي به او نشان بدهيد كه به فهمد عرفاي عظيمالشّأن ما چه هستند. كه وي در پاسخ گفت: اولاً عرفا براي اين مسائل كار نميكنند، ثانياً او به قدري در گناه دريده شده است كه هر چه به او نشان بدهي چون قسي القلب است و چشم دل او، كور ِكور است، چشم ظاهرش هم ديگر نخواهد ديد.
* تهمت موجب زايل شدن ايمان ميشود
يكي از گناهاني كه عامل ميشود انسان ديگر در گناهان دريده شود، تهمت است. در جلسات قبل راجع به تهمت نكاتي را عرض كردم از جمله اينكه تهمت ايمان را از بين ميبرد. وقتي ايمان از بين رفت ديگر هر چه معجزه هم بياوري، باورش نميشود. بعضي از كساني كه در محضر نبي ّمكرّم(ص) بودند، شق ّالقمر پيامبر عظيم الشّأن(ص) را ديدند، امّا آنقدر غرق گناه و نفاق خود بودند كه آنچه را ديدند، انكار كردند؛ چون وقتي ايمان آب شد، ديگر تمام است. تهمت ايمان را آب ميكند و از بين ميبرد.
تهمت، تبعات و پيامدهايي دارد. يكي اين است كه اعتماد بين انسانها را از بين ميبرد و جامعه، جامعه ناامني ميشود. وجود مقدّس حضرت صادق القول والفعل ،امام جعفر صادق(ص) ميفرمايند:«مَنِ اتَّهَمَ أَخَاهُ فِي دِينِهِ فَلَا حُرْمَةَ بَيْنَهُمَا»[1] آن كسي كه به برادر ديني خودش تهمت بزند، ديگر حرمتي بين آن دو باقي نميماند.
ذيل اين حديث شريف عرفاي عظيم الشّأن بيان كردهاند: وقتي تهمت در جامعهاي به وجود آمد، طبيعي است حرمت از بين ميرود و ديگر اعتماد در جامعه نيست. هيچ كس به كسي اعتماد ندارد و ديگر كسي نميتواند، كسي را به عنوان رازدار خودش انتخاب كند.
عجيب است كه پيامبر عظيمالشّأن(ص) فرمودند: در جامعهاي كه اعتماد در آن از بين رفت، خيرات و بركات ظاهري و مادّي هم از بين ميرود. نه معنويت، بلكه در ماديات خودشان هم، متضرّر ميشوند. يكي از مطالبي كه عامل ميشود اين اتّفاق بيافتد، تهمت است. فرمودند: تهمت، اعتماد را از بين ميبرد و جامعهاي هم كه اعتماد نداشت، مسائل مادّياش هم تحت الشّعاع قرار ميگيرد و از بين ميرود.
* يكي از راههاي دوري از تهمت مراقبه است
اولياء الهي دائم اين تذكار را دادهاند كه انسان براي اينكه دچار تهمت نشود، اوّل همه بايد مراقبه داشته باشد و قبل از آن، جامعه را به غيبت دچار نكند.
حضرت موسي ابن عمران ميفرمايد: «شيطان به صورت انسان آمد و گفت: موسي! من اگر بخواهم جامعهاي را ناامن كنم، در آن جامعه تهمت را زياد ميكنم و براي اينكه بخواهم تهمت را در جامعه زياد كنم، بستر غبيت را فراهم ميكنم.
اگر جامعهاي به غيبت دچار شد به تهمت دچار ميشود. بنابراين بيدليل نيست كه اولياء الهي امر كردهاند: اگر انسان توانست حال و هواي مجلس را از غيبت، بيرون بياورد، فبها المراد! امّا اگر نتوانست سريع بلند شود؛ چون اگر جامعهاي دچار اين بليه شد، بعد از آن به بليهي عظماي ديگري يعني تهمت، دچار ميشود».
مولي الموالي، عليبن ابيطالب(ع) ميفرمايند: «البُهتانُ عَلي البَري اَعظَمُ مِنَ السَّماء»[2] تهمت زدن به آدم بيگناه بزرگتر ازآسمانهاست. ذيل اين روايت شريف ملّاي نراقي فرمودند: «يعني آسمان تحمّل ندارد كه تهمت و بهتان به بيگناه زده شود و بهواسطه اين بهتان ملائكة الله و اهل آسمان آن كسي را كه تهمت ناروا به ديگري زده لعن ميكنند».
ايشان به نقل از حضرت سلطانالعارفين، آيتالله سلطانآبادي بزرگ، آن مرد الهي و عظيمالشّأن فرمودند: اگر در منطقهاي يا جايي غيبت و تهمت زياد شد، آن قسمت از زمين سنگين است و وضعيت بدي دارد.بنابراين ايشان فرمودند: پدر من يك موقعي از يكي از مكانها گذشت ـايشان اسم آن مكان را هم نفرمودند، بخاطر اينكه آبروي آنها را حفظ كنندـ بناي بر اين بود ساعاتي در آنجا استراحت كنيم بعد به سفر ادامه دهيم، همان لحظات اول گفتند: حالم بسيار بد است، سينهام گرفته است. گفتم: آقا استراحت كنيم بعد از اينكه حالتان بهتر شد حركت ميكنيم. بعد از ظهر نزديك به غروب بود، ايشان گفتند: هر طوري هست از اين جا برويم. هر چه اصرار كردم چرا؟ فرمودند: اصرار نكن دليلش را نميگويم، فقط به شما ميگويم برويم. ايشان آن لحظات آخر عمرشان فرمودند: ميدانيد در آن منطقه به من چه گذشت؟ ديدم آن منطقه پر از دود و سياهي است كه از غيبت و تهمت پر شده بود و سنگيني آن نفس من را ميگرفت.
ملّا محسن فيض كاشاني به نقل از آيتالله العظمي سلطانآبادي ميفرمايند: آن منطقه طوري سنگين ميشود كه انسان مؤمن قادر به نفس كشيدن نيست، آسمانها هم با آن پاكي خودشان صددرصد نميتوانند تحمّل كنند..
وجود مقدّس امام جعفر صادق(ع) ميفرمايند: «الْبُهْتَانُ عَلَى الْبَرِيِّ أَثْقَلُ مِنَ الْجِبَالِ الرَّاسِيَاتِ»[3] بهتان و تهمت زدن به انسان بيگناه سنگينتر از كوههاي استوار است.
به تعبير بزرگان كوه استوار با زلزلههاي شديد هم تكان نميخورد، امّا تهمت آنقدر سنگين است كه به تعبيري كوه با عظمت و استوار را هم ميلرزاند و نميتواند بار اين گناه باعظمت و كبيره را تحمّل كند. خيلي انسان بايد مواظب باشد كه اگر در اين مطلب دقّت نكند بيچاره است.
* عقوبت شديد براي گناه تهمت
آن وقت اين تهمت چه اثري خواهد داشت و عقوبت آن چگونه است؟ پيغمبر اكرم، حضرت محمّد مصطفي (ص) ميفرمايند: «مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً أَوْ قَالَ فِيهِ مَا لَيْسَ فِيهِ أَقَامَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِيهِ» [4] هر كس به مرد يا زن مؤمنهاي تهمت بزند يا درباره او چيزي بگويد كه او مبرّا از آن است. يعني شبه تهمت، تهمت نيست.
اولياء الهي ميگويند: حتّي اگر فرض هم كردي، تا يقين حاصل نشود نبايد بگويي. عزّوجلّ او را در روز رستاخيز بر تلّي از آتش قرار ميدهد تا اينكه از حرف خود درباره آن شخص برگردد. عجيب است اولياء الهي مثل آيتالله آسيد علي آقاي قاضي، آن عارف عظيمالشّأن و موحّد بزرگوار وحشت خودشان را از اين روايت شريف بيان كردند.
در جلسه گذشته هم عرض كردم ذوالجلال و الاكرامي كه بناست آبروي بندهاش را نريزد و حتّي در مقابل انبياء عظام هم آبروي بندگانش را حفظ ميكند، به قول آيتالله العظمي، آسيد ابوالحسن اصفهاني حتّي اجازه نميدهد ملائكة الله هم متوجّه گناه بندگان شوند. در مكاشفهاي كه آن كنز خفي الهي، آيتالله مولوي قندهاري با ايشان داشت، فرمودند: جز سرّ خدا و علم خدا، موليالموالي(ع) كه او پنهان كننده اعمال است، خدا نميگذارد ملائكه هم ببينند، آنها فقط مأمور به اين هستند كه پروندهها را بياورند.
لذا آيتالله قندهاري گفت: «معناي اين كه موليالموالي(ع) فرداي قيامت ميزان است؛ يعني سبك و سنگين كردن پروندهها به دست موليالموالي(ع) است كه او هم خليفة الله و ستّار العيوب است. لذا ملائكه هم نبايد بفهمند، تا آبروي بندگان حفظ شود.امّا همين ذوالجلال و الاكرام آنقدر از تهمت زدن به مردم بدش ميآيد كه پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند:« خداي متعال تلّي از آتش درست ميكند، تهمت زننده را بر روي آن آتش ميگذارد تا همه او را ميبينند. ظاهر امر اين است اينكه خدا «اشدّ المعاقبين» است؛ يعني به شدّت منتقم است، معنايش اينجا معلوم ميشود. ذوالجلال و الاكرام براي كساني كه تهمت ميزنند، شديد عقاب ميكند».
آيتالله قاضي آن موحّد عظيمالشّأن به شاگردان باعظمتشان مثل آيتالله قوچاني، آسيد هاشم حدّاد، آيتالله بهجت و امثالهم گفت: اگر لحظهاي دچار غيبت و تهمت شديد، بدانيد ديگر براي هميشه مقامات به سراغ شما نميآيد. اگر توبه كنيد، فقط ميتوانيد عبادات ظاهري انجام دهيد امّا ديگر براي هميشه مقامات به سراغ شما نخواهد آمد و ديگر چشمتان باز نميشود.
اين روايت را اينطور معنا كرد و گفت: براي اينكه آن تل آتش كسي را كه ولو به لحظهاي دچار غيبت و تهمت شود فرا ميگيرد. تا تهمت زننده تهمت بزند، آن آتش غضب ذوالجلال و الاكرام او را فرا ميگيرد و وقتي آن آتش كسي را فرا گرفت، ديگر از مقامات معنوي خبري نيست، خيلي هنر كند بتواند توبه كند. اين را ما نميفهميم يعني چه، اين را عرفا ميفهمند.
علامه آسيّد محمّدحسين حسيني تهراني شاگرد آسيّد هاشم حداد به نقل از ايشان گفت: هر كس سه مرتبه دچار تهمت زدن شد، ديگر اميد به توبه هم براي او نيست. يعني معلوم است گناه عجيبي است! يعني توفيق توبه كردن را هم از انسان ميگيرد. نه اينكه خدا نخواهد آنها توبه كنند، باب رحمت خدا كه هميشه باز است، خودشان توفيق پيدا نميكنند. از بس اين گناه بزرگ است.
عرض كردم غيبت يعني آنچه طرف دارد و نبايد بگويي امّا ميگويي. تهمت يعني اينكه آن بيچاره اين خصوصيّت را ندارد، داري آن را به او ميبندي. حالا آن غيبت كه شخص آن را دارد و تو نبايد بگويي، «أَشَدُّ مِنَ العَمَلِ الَقَبيحة» است؛ يعني از آن زنا اشد است. گاهي اگر به من و شما بگويند امكان دارد در بستر حرام بروي، بدنمان ميلرزد، مو بر تنمان سيخ ميشود، اشك بر چشممان جاري ميشود كه خدايا من را مبتلا و گرفتار نكن. امّا غيبت اشد است، (اشد باب افعل التفضيل است) حالا ببينيد تهمت چه خبر است! براي همين است كه فرمودند: كسي كه سه بار دچار اين گناه كبيره شود، ديگر بعيد است توفيق توبه پيدا كند.
تهمت زدن يك عقوبت اخروي دارد، يك عقوبت دنيوي. عقوبت تهمت هم دنياي انسان را تخريب ميكند، هم آخرت انسان را. جالب اين است راجع به گناهان ديگر نداريم كه ذوالجلال و الاكرام در همين دنيا انتقام بگيرد، بعضيها از گناهان را بيان كردند امّا مثل تهمت نيست. پيامد تهمت در دنيا چيست و چگونه ذوالجلال و الاكرام انتقام ميگيرد؟
زينالعابدين، امامالعارفين، آقا عليبنالحسين ميفرمايند: «مَنْ رَمَى النَّاسَ بِمَا فِيهِمْ رَمَوْهُ بِمَا لَيْسَ فِيهِ» [5] هركس به مردم عيبي را نسبت دهد و تهمت بزند، مردم به او عيبي را كه ندارد نسبت ميدهند.
لذا همانطور كه عرض كردم ظاهر امر اين است كه ذوالجلال و الاكرام نسبت به اين گناه تهمت كوتاه نميآيد. هم در دنيا و هم در آخرت انتقام ميگيرد. عالم، عالم اثر و مؤثّر است. بعضي مواقع بيان كردند با دعا اين اثرات از بين ميرود و ديگر اجازه نميدهد اين اثر بماند امّا ذوالجلال و الاكرام براي تهمت بالصّراحه فرموده است: انتقام ميگيرم و دعا اثر ندارد. وحشت كنيم! بترسيم از اينكه خدا بخواهد انتقام بگيرد!
* چه كنيم در معرض تهمت قرار نگيريم؟
امّا گاهي بعضي از مسائل پيش ميآيد كه انسان خودش باعث تهمت ميشود. شيخ بهاء(اعلي اللّه مقامه الشّريف)، آن شيخ العجايب و مرد عظيمالشّأن، به نقل ازپدر باعظمتشان ـ كه ايشان هم از علماي با عظمت بودند ـ ميفرمودند: هر كسي وارد مجلسي شود كه در آن مجلس احتمال تهمت است و بعد دچار تهمت شد، كسي را جز خويش سرزنش نكند.
لذا گاهي عوامل تهمت را خود ما ميسازيم. وجود مقدّس موليالموالي، اميرالمؤمنين، اسدالله الغالب، عليبن ابيطالب ميفرمايند: «مَنْ دَخَلَ مَدَاخِلَ السَّوْءِ اتُّهِمَ» [6] هركه به جاهاي بد رفت و آمد كند و به جاهايي كه مشهور به گناه است برود، مورد بدگماني و تهمت واقع ميشود. خيلي بايد مواظبت كنيم.
آيتالله العظمي مرعشي نجفي ميفرمودند: نسخه اينكه انسان بتواند از تهمت دور شود و خودش را نجات دهد اين است: مجالس اخلاق، مجالس بزرگان و مجالس الهي را زياد شركت كند تا روحش طيّب و پاك شود.
عزيز من! مجلس اثر دارد. اگر به مجلس گناه بروي، اثر آن تا مدتي در روح و جسمت خواهد بود، شك نكن. امّا يك مجلس، مجلس حال است، مجلس معنويت و اتّصال به خداست، انسان را به خداشناسي و انسان شدن دعوت ميكنند. اين مجلس هم اثر دارد. اگر به اين مجلس بروي بعد از يك مدّت ميبيني ديگر تو آن فرد سابق نيستي، حالت متغير شده، ديگر از گناه بدت ميآيد. ديگر حتّي به جايي ميرسي كه مانند بزرگان، از اسم گناه هم بدت ميآيد؛ چون مجلس خوبان عطر است، مجلس خوبان پرورش روح است.
اگر مجلس بد بروي، بد ميشوي و اين عامل براي تهمت ميشود امّا در مقابل، مجلس خوبان انسان را طاهر و پاك ميكند، به انسان صفا ميدهد. مثل درس اخلاق حضرت امام طوري بود كه بزرگان فرمودند: وقتي از درس ميآمديم دو سه روز اول گيج بوديم، حالي داشتيم، خوش بوديم، دو سه روز بعد ديگر آرام آرام انتظار ميكشيديم چه زماني هفته آينده بشود درس اخلاق آقا شروع شود.
مجلس خوبان روح انسان را پرورش ميدهد، آنوقت ديگر جسم هم آرام به سمت روح ميرود، از نگاه بد، بدت ميآيد. از شنيدن غيبت بدت ميآيد. اصلاً خداي ناكرده اگر گنهكار بودي، وقتي ياد گناهت ميافتي، از خودت متنفر ميشوي كه من چه كسي بودهام؟! چرا زندگيام را به لجن كشيدم؟! چرا اوضاع خودم را خراب كردم؟! به حقيقت نادم ميشوي. دلت ميخواهد كه با اولياء و خصيصين خدا باشي. دلت ميخواهد مجالس الهي را شركت كني. كيف ميكني كه در آن مجلس معنوي بنشيني. يك كيف روحي به انسان دست ميدهد كه در هيچ مجلس شادي نيست!
آيتالله دزفولي ميگفت: يك روز آيتالله العظمي اديب بعد از سالها، آن هم در آن دل شب و مجالس حاليه عرفانيهاي كه داشتند، به همه آن كساني كه محضرشان بودند، فرمودند: چه حالي داريد؟ ايشان گفت: همه بدون استثناء گفتند كه از مجلس عروسي فرزندانمان شيرينتر است با اينكه معمولاً مجلس عروسي فرزند براي پدر و مادر يك حال عجيبي دارد.
مرحوم حاج آقاي حلوايي شب دامادي پسرشان با اينكه خيلي خسته هم بودند، ساعت 11 به بعد فرمودند: مابقياش براي خودتان باشد، من بايد پيش آقاجانمان بروم. يعني آن مجلس حال، ديگر انسان را به خودش گرفته است و ميخواهد پرواز كند.
امّا اگر در مجلس گناه وارد شديد، اولاً سعي كنيد خارج شويد؛ چون دچار تهمت هم ميشويد و ثانياً بعيد است كه وقتي مبتلا شديد، پاك شويد. روح را گرفتار ميكند و انسان را غل و زنجير ميكند.
پيغمبر اكرم، حضرت محمّد مصطفي ميفرمايند: «أَوْلَى النَّاسِ بِالتُّهَمَةِ مَنْ جَالَسَ أَهْلَ التُّهَمَةِ»[7] سزاوارترين مردم به تهمت كساني هستند كه با اهل تهمت؛ يعني افراد مظنون همنشيني ميكنند.
آيتالله مولوي قندهاري راجع به كسي كه اسمش را نميآورم، گفت: اين شخص راهش عوض ميشود؛ براي اين كه در دفترش انسانهايي كه باخدا و با انقلاب نيستند، راه ميدهد و خودش هم متهّم ميشود كه با اين افراد است و آرام آرام روح او هم همين مطالب را پيدا ميكند. او هم اينگونه شد، همانطور كه آن مرد الهي بيان فرمود؛ چون دفترش را باز كرد و هر كسي وارد شد، با اهل اتهام، با گناهكاران نشست و برخواست كرد!
آن آيتالله العظمي دزفولي بود كه عبا را روي آن خانمي كه اهل گناههاي آنچناني بود انداخت و مؤمنه خانم شد ـ همان جرياني كه قبل تعريف كرديم ـ وإلّا ما نميتوانيم، نشستن با اهل گناه ما را آلوده ميكند و آنوقت است كه سزوار اين هستيم كه به قول پيامبر به ما هم تهمت بزنند!
اين نكته خيلي مهّم است. موليالموالي(صلوات اللّه و سلامه عليه) ميفرمايند: «منْ وَقَفَ نَفْسَهُ مَوْقِفَ التُّهَمَةِ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ»[8] كسي كه خودش را در معرض تهمت قرار ميدهد، نبايد كسي را كه به او گمان بد برده است، سرزنش كند.
نبايد در مجلس گناه حاضر شد! نبايد با گناهكاران نشست! يك دليلش را بزرگان اينگونه بيان فرمودند: به خاطر اين كه هم از تهمت زدن به خود آن فرد جلوگيري شود، هم اگر كسي به سمت مجالس گناه رفت، خصوصيت گناه، آتش است و انسان را ميسوزاند؛ يعني او را هم دربرميگيرد.
نميتوانيم بگوييم كه ما مصون از گناه هستيم! مگر من و تو ولي خدا هستيم؟! ولي خدا هم اگر مأمور براي نجات كسي نباشد، وارد آن مجلس نميشود. اولياء خدا وقتي مجلس گناه را ميبينند حالشان بد ميشود، از چند فرسخي فرار ميكنند، از مجلس گناه بيراز هستند! وقتي از اسم گناه بيزار هستند، طبيعي است كه از مجلس گناه بيزار باشند.
راه رسيدن به مقامات معنوي
لذا بايد در اين موضوع خيلي تأمل كنيم كه دچار اين گناه كبيره نشويم. اگر دچار شديم، آنوقت چه انتظار داريم كه آن چه اولياء ديدند ما ببينيم؟! ما خودمان را پاك كنيم، خود به خود بينا ميشويم!
آسيد هاشم حداد گفت: يك روز وضو گرفتم و قصد كردم، گفتم ذوالجلال و الاكرام إنشاءالله به حق اين قدمي كه به سوي حرم أبيعبدالله برميدارم، يك روزي قسمت من كند كه مدينه منورّه باشم. تا قصد كردم، گفتم «بِسمّ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم»، يك حال و اوضاعي شد، ديدم من در مدينه منورّه هستم! نگاه كردم كنار قبر پيامبر عظيمالشّأن بودم!
همين است. وقتي انسان از گناه دور شد، مقامات خودش به سمت او ميآيد. لازم نيست دنبال اذكاري بگرديد كه چنين مقاماتي به دست شما بيايد. انسان از گناه پاك بشود، آن وقت ببيند كه چه ميشود؟! خدا گواه است مطالبي ميبيند.
خدايا! به حق آقاجانمان ما را عبد خودت قرار بده و ما را از گناه دور بگردان!
يكي از راههايش اين است: مجلس خوبان و مجلس دعا! راه ديگر هم اين است كه با آقاجان حرف بزنيم! به خصوص شب دقايقي را با آقاجان صحبت كنيم. اين را تمرين كنيم!
آيتالله مولوي قندهاري گفت: آقا دوست دارد با او با ادب ولي خودماني حرف بزنيم! بگوييد آقاجان! من جرأت ندارم، من آدم محكمي نيستم، عهد ببندم و گناه نكنم! آقاجان خودتان دستم را بگيريد! آقاجان من خودم را به شما سپردم!
آن كار را بكن ميبيني! گفت: آقا جان! چه كردهاند؟ فرمودند: عرفاي عظيمالشّأن كار خارقالعادهاي نكردند الّا به اينكه فقط گناه نكردند. آنها گناه نكردند، چشمشان باز شد، گوششان شنوا شد و اوج گرفتند. در اين جلسه اگر كسي گناه نكرد، به مرور زمان چشمش به حقايق باز ميشود. امّا اگر گناه كرد و آرام آرام آلوده شد، ديگر انسانيت فراموش ميشود و به جايي ميرسد كه به قول قرآن، كبائر هم براي او مهم نيست. تبديل ميشود به انساني كه غيبت ميكند، تهمت ميزند و به تعبيري اصلاً از اينكه به ديگران تهمت ميزند، تكان هم نميخورد، يادش ميرود كه همين اعمال باعث ميشود ديگر حقايق را باور نكند.
شخصي به عارف عظيمالشّأن، ملّا محسن فيض كاشاني و بعضي از بزرگان اهانت كرده بود، به ايشان گفتند: آقا! شمّهايي به او نشان بدهيد كه به فهمد عرفاي عظيمالشّأن ما چه هستند. كه وي در پاسخ گفت: اولاً عرفا براي اين مسائل كار نميكنند، ثانياً او به قدري در گناه دريده شده است كه هر چه به او نشان بدهي چون قسي القلب است و چشم دل او، كور ِكور است، چشم ظاهرش هم ديگر نخواهد ديد.
* تهمت موجب زايل شدن ايمان ميشود
يكي از گناهاني كه عامل ميشود انسان ديگر در گناهان دريده شود، تهمت است. در جلسات قبل راجع به تهمت نكاتي را عرض كردم از جمله اينكه تهمت ايمان را از بين ميبرد. وقتي ايمان از بين رفت ديگر هر چه معجزه هم بياوري، باورش نميشود. بعضي از كساني كه در محضر نبي ّمكرّم(ص) بودند، شق ّالقمر پيامبر عظيم الشّأن(ص) را ديدند، امّا آنقدر غرق گناه و نفاق خود بودند كه آنچه را ديدند، انكار كردند؛ چون وقتي ايمان آب شد، ديگر تمام است. تهمت ايمان را آب ميكند و از بين ميبرد.
تهمت، تبعات و پيامدهايي دارد. يكي اين است كه اعتماد بين انسانها را از بين ميبرد و جامعه، جامعه ناامني ميشود. وجود مقدّس حضرت صادق القول والفعل ،امام جعفر صادق(ص) ميفرمايند:«مَنِ اتَّهَمَ أَخَاهُ فِي دِينِهِ فَلَا حُرْمَةَ بَيْنَهُمَا»[1] آن كسي كه به برادر ديني خودش تهمت بزند، ديگر حرمتي بين آن دو باقي نميماند.
ذيل اين حديث شريف عرفاي عظيم الشّأن بيان كردهاند: وقتي تهمت در جامعهاي به وجود آمد، طبيعي است حرمت از بين ميرود و ديگر اعتماد در جامعه نيست. هيچ كس به كسي اعتماد ندارد و ديگر كسي نميتواند، كسي را به عنوان رازدار خودش انتخاب كند.
عجيب است كه پيامبر عظيمالشّأن(ص) فرمودند: در جامعهاي كه اعتماد در آن از بين رفت، خيرات و بركات ظاهري و مادّي هم از بين ميرود. نه معنويت، بلكه در ماديات خودشان هم، متضرّر ميشوند. يكي از مطالبي كه عامل ميشود اين اتّفاق بيافتد، تهمت است. فرمودند: تهمت، اعتماد را از بين ميبرد و جامعهاي هم كه اعتماد نداشت، مسائل مادّياش هم تحت الشّعاع قرار ميگيرد و از بين ميرود.
* يكي از راههاي دوري از تهمت مراقبه است
اولياء الهي دائم اين تذكار را دادهاند كه انسان براي اينكه دچار تهمت نشود، اوّل همه بايد مراقبه داشته باشد و قبل از آن، جامعه را به غيبت دچار نكند.
حضرت موسي ابن عمران ميفرمايد: «شيطان به صورت انسان آمد و گفت: موسي! من اگر بخواهم جامعهاي را ناامن كنم، در آن جامعه تهمت را زياد ميكنم و براي اينكه بخواهم تهمت را در جامعه زياد كنم، بستر غبيت را فراهم ميكنم.
اگر جامعهاي به غيبت دچار شد به تهمت دچار ميشود. بنابراين بيدليل نيست كه اولياء الهي امر كردهاند: اگر انسان توانست حال و هواي مجلس را از غيبت، بيرون بياورد، فبها المراد! امّا اگر نتوانست سريع بلند شود؛ چون اگر جامعهاي دچار اين بليه شد، بعد از آن به بليهي عظماي ديگري يعني تهمت، دچار ميشود».
مولي الموالي، عليبن ابيطالب(ع) ميفرمايند: «البُهتانُ عَلي البَري اَعظَمُ مِنَ السَّماء»[2] تهمت زدن به آدم بيگناه بزرگتر ازآسمانهاست. ذيل اين روايت شريف ملّاي نراقي فرمودند: «يعني آسمان تحمّل ندارد كه تهمت و بهتان به بيگناه زده شود و بهواسطه اين بهتان ملائكة الله و اهل آسمان آن كسي را كه تهمت ناروا به ديگري زده لعن ميكنند».
ايشان به نقل از حضرت سلطانالعارفين، آيتالله سلطانآبادي بزرگ، آن مرد الهي و عظيمالشّأن فرمودند: اگر در منطقهاي يا جايي غيبت و تهمت زياد شد، آن قسمت از زمين سنگين است و وضعيت بدي دارد.بنابراين ايشان فرمودند: پدر من يك موقعي از يكي از مكانها گذشت ـايشان اسم آن مكان را هم نفرمودند، بخاطر اينكه آبروي آنها را حفظ كنندـ بناي بر اين بود ساعاتي در آنجا استراحت كنيم بعد به سفر ادامه دهيم، همان لحظات اول گفتند: حالم بسيار بد است، سينهام گرفته است. گفتم: آقا استراحت كنيم بعد از اينكه حالتان بهتر شد حركت ميكنيم. بعد از ظهر نزديك به غروب بود، ايشان گفتند: هر طوري هست از اين جا برويم. هر چه اصرار كردم چرا؟ فرمودند: اصرار نكن دليلش را نميگويم، فقط به شما ميگويم برويم. ايشان آن لحظات آخر عمرشان فرمودند: ميدانيد در آن منطقه به من چه گذشت؟ ديدم آن منطقه پر از دود و سياهي است كه از غيبت و تهمت پر شده بود و سنگيني آن نفس من را ميگرفت.
ملّا محسن فيض كاشاني به نقل از آيتالله العظمي سلطانآبادي ميفرمايند: آن منطقه طوري سنگين ميشود كه انسان مؤمن قادر به نفس كشيدن نيست، آسمانها هم با آن پاكي خودشان صددرصد نميتوانند تحمّل كنند..
وجود مقدّس امام جعفر صادق(ع) ميفرمايند: «الْبُهْتَانُ عَلَى الْبَرِيِّ أَثْقَلُ مِنَ الْجِبَالِ الرَّاسِيَاتِ»[3] بهتان و تهمت زدن به انسان بيگناه سنگينتر از كوههاي استوار است.
به تعبير بزرگان كوه استوار با زلزلههاي شديد هم تكان نميخورد، امّا تهمت آنقدر سنگين است كه به تعبيري كوه با عظمت و استوار را هم ميلرزاند و نميتواند بار اين گناه باعظمت و كبيره را تحمّل كند. خيلي انسان بايد مواظب باشد كه اگر در اين مطلب دقّت نكند بيچاره است.
* عقوبت شديد براي گناه تهمت
آن وقت اين تهمت چه اثري خواهد داشت و عقوبت آن چگونه است؟ پيغمبر اكرم، حضرت محمّد مصطفي (ص) ميفرمايند: «مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً أَوْ قَالَ فِيهِ مَا لَيْسَ فِيهِ أَقَامَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِيهِ» [4] هر كس به مرد يا زن مؤمنهاي تهمت بزند يا درباره او چيزي بگويد كه او مبرّا از آن است. يعني شبه تهمت، تهمت نيست.
اولياء الهي ميگويند: حتّي اگر فرض هم كردي، تا يقين حاصل نشود نبايد بگويي. عزّوجلّ او را در روز رستاخيز بر تلّي از آتش قرار ميدهد تا اينكه از حرف خود درباره آن شخص برگردد. عجيب است اولياء الهي مثل آيتالله آسيد علي آقاي قاضي، آن عارف عظيمالشّأن و موحّد بزرگوار وحشت خودشان را از اين روايت شريف بيان كردند.
در جلسه گذشته هم عرض كردم ذوالجلال و الاكرامي كه بناست آبروي بندهاش را نريزد و حتّي در مقابل انبياء عظام هم آبروي بندگانش را حفظ ميكند، به قول آيتالله العظمي، آسيد ابوالحسن اصفهاني حتّي اجازه نميدهد ملائكة الله هم متوجّه گناه بندگان شوند. در مكاشفهاي كه آن كنز خفي الهي، آيتالله مولوي قندهاري با ايشان داشت، فرمودند: جز سرّ خدا و علم خدا، موليالموالي(ع) كه او پنهان كننده اعمال است، خدا نميگذارد ملائكه هم ببينند، آنها فقط مأمور به اين هستند كه پروندهها را بياورند.
لذا آيتالله قندهاري گفت: «معناي اين كه موليالموالي(ع) فرداي قيامت ميزان است؛ يعني سبك و سنگين كردن پروندهها به دست موليالموالي(ع) است كه او هم خليفة الله و ستّار العيوب است. لذا ملائكه هم نبايد بفهمند، تا آبروي بندگان حفظ شود.امّا همين ذوالجلال و الاكرام آنقدر از تهمت زدن به مردم بدش ميآيد كه پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند:« خداي متعال تلّي از آتش درست ميكند، تهمت زننده را بر روي آن آتش ميگذارد تا همه او را ميبينند. ظاهر امر اين است اينكه خدا «اشدّ المعاقبين» است؛ يعني به شدّت منتقم است، معنايش اينجا معلوم ميشود. ذوالجلال و الاكرام براي كساني كه تهمت ميزنند، شديد عقاب ميكند».
آيتالله قاضي آن موحّد عظيمالشّأن به شاگردان باعظمتشان مثل آيتالله قوچاني، آسيد هاشم حدّاد، آيتالله بهجت و امثالهم گفت: اگر لحظهاي دچار غيبت و تهمت شديد، بدانيد ديگر براي هميشه مقامات به سراغ شما نميآيد. اگر توبه كنيد، فقط ميتوانيد عبادات ظاهري انجام دهيد امّا ديگر براي هميشه مقامات به سراغ شما نخواهد آمد و ديگر چشمتان باز نميشود.
اين روايت را اينطور معنا كرد و گفت: براي اينكه آن تل آتش كسي را كه ولو به لحظهاي دچار غيبت و تهمت شود فرا ميگيرد. تا تهمت زننده تهمت بزند، آن آتش غضب ذوالجلال و الاكرام او را فرا ميگيرد و وقتي آن آتش كسي را فرا گرفت، ديگر از مقامات معنوي خبري نيست، خيلي هنر كند بتواند توبه كند. اين را ما نميفهميم يعني چه، اين را عرفا ميفهمند.
علامه آسيّد محمّدحسين حسيني تهراني شاگرد آسيّد هاشم حداد به نقل از ايشان گفت: هر كس سه مرتبه دچار تهمت زدن شد، ديگر اميد به توبه هم براي او نيست. يعني معلوم است گناه عجيبي است! يعني توفيق توبه كردن را هم از انسان ميگيرد. نه اينكه خدا نخواهد آنها توبه كنند، باب رحمت خدا كه هميشه باز است، خودشان توفيق پيدا نميكنند. از بس اين گناه بزرگ است.
عرض كردم غيبت يعني آنچه طرف دارد و نبايد بگويي امّا ميگويي. تهمت يعني اينكه آن بيچاره اين خصوصيّت را ندارد، داري آن را به او ميبندي. حالا آن غيبت كه شخص آن را دارد و تو نبايد بگويي، «أَشَدُّ مِنَ العَمَلِ الَقَبيحة» است؛ يعني از آن زنا اشد است. گاهي اگر به من و شما بگويند امكان دارد در بستر حرام بروي، بدنمان ميلرزد، مو بر تنمان سيخ ميشود، اشك بر چشممان جاري ميشود كه خدايا من را مبتلا و گرفتار نكن. امّا غيبت اشد است، (اشد باب افعل التفضيل است) حالا ببينيد تهمت چه خبر است! براي همين است كه فرمودند: كسي كه سه بار دچار اين گناه كبيره شود، ديگر بعيد است توفيق توبه پيدا كند.
تهمت زدن يك عقوبت اخروي دارد، يك عقوبت دنيوي. عقوبت تهمت هم دنياي انسان را تخريب ميكند، هم آخرت انسان را. جالب اين است راجع به گناهان ديگر نداريم كه ذوالجلال و الاكرام در همين دنيا انتقام بگيرد، بعضيها از گناهان را بيان كردند امّا مثل تهمت نيست. پيامد تهمت در دنيا چيست و چگونه ذوالجلال و الاكرام انتقام ميگيرد؟
زينالعابدين، امامالعارفين، آقا عليبنالحسين ميفرمايند: «مَنْ رَمَى النَّاسَ بِمَا فِيهِمْ رَمَوْهُ بِمَا لَيْسَ فِيهِ» [5] هركس به مردم عيبي را نسبت دهد و تهمت بزند، مردم به او عيبي را كه ندارد نسبت ميدهند.
لذا همانطور كه عرض كردم ظاهر امر اين است كه ذوالجلال و الاكرام نسبت به اين گناه تهمت كوتاه نميآيد. هم در دنيا و هم در آخرت انتقام ميگيرد. عالم، عالم اثر و مؤثّر است. بعضي مواقع بيان كردند با دعا اين اثرات از بين ميرود و ديگر اجازه نميدهد اين اثر بماند امّا ذوالجلال و الاكرام براي تهمت بالصّراحه فرموده است: انتقام ميگيرم و دعا اثر ندارد. وحشت كنيم! بترسيم از اينكه خدا بخواهد انتقام بگيرد!
* چه كنيم در معرض تهمت قرار نگيريم؟
امّا گاهي بعضي از مسائل پيش ميآيد كه انسان خودش باعث تهمت ميشود. شيخ بهاء(اعلي اللّه مقامه الشّريف)، آن شيخ العجايب و مرد عظيمالشّأن، به نقل ازپدر باعظمتشان ـ كه ايشان هم از علماي با عظمت بودند ـ ميفرمودند: هر كسي وارد مجلسي شود كه در آن مجلس احتمال تهمت است و بعد دچار تهمت شد، كسي را جز خويش سرزنش نكند.
لذا گاهي عوامل تهمت را خود ما ميسازيم. وجود مقدّس موليالموالي، اميرالمؤمنين، اسدالله الغالب، عليبن ابيطالب ميفرمايند: «مَنْ دَخَلَ مَدَاخِلَ السَّوْءِ اتُّهِمَ» [6] هركه به جاهاي بد رفت و آمد كند و به جاهايي كه مشهور به گناه است برود، مورد بدگماني و تهمت واقع ميشود. خيلي بايد مواظبت كنيم.
آيتالله العظمي مرعشي نجفي ميفرمودند: نسخه اينكه انسان بتواند از تهمت دور شود و خودش را نجات دهد اين است: مجالس اخلاق، مجالس بزرگان و مجالس الهي را زياد شركت كند تا روحش طيّب و پاك شود.
عزيز من! مجلس اثر دارد. اگر به مجلس گناه بروي، اثر آن تا مدتي در روح و جسمت خواهد بود، شك نكن. امّا يك مجلس، مجلس حال است، مجلس معنويت و اتّصال به خداست، انسان را به خداشناسي و انسان شدن دعوت ميكنند. اين مجلس هم اثر دارد. اگر به اين مجلس بروي بعد از يك مدّت ميبيني ديگر تو آن فرد سابق نيستي، حالت متغير شده، ديگر از گناه بدت ميآيد. ديگر حتّي به جايي ميرسي كه مانند بزرگان، از اسم گناه هم بدت ميآيد؛ چون مجلس خوبان عطر است، مجلس خوبان پرورش روح است.
اگر مجلس بد بروي، بد ميشوي و اين عامل براي تهمت ميشود امّا در مقابل، مجلس خوبان انسان را طاهر و پاك ميكند، به انسان صفا ميدهد. مثل درس اخلاق حضرت امام طوري بود كه بزرگان فرمودند: وقتي از درس ميآمديم دو سه روز اول گيج بوديم، حالي داشتيم، خوش بوديم، دو سه روز بعد ديگر آرام آرام انتظار ميكشيديم چه زماني هفته آينده بشود درس اخلاق آقا شروع شود.
مجلس خوبان روح انسان را پرورش ميدهد، آنوقت ديگر جسم هم آرام به سمت روح ميرود، از نگاه بد، بدت ميآيد. از شنيدن غيبت بدت ميآيد. اصلاً خداي ناكرده اگر گنهكار بودي، وقتي ياد گناهت ميافتي، از خودت متنفر ميشوي كه من چه كسي بودهام؟! چرا زندگيام را به لجن كشيدم؟! چرا اوضاع خودم را خراب كردم؟! به حقيقت نادم ميشوي. دلت ميخواهد كه با اولياء و خصيصين خدا باشي. دلت ميخواهد مجالس الهي را شركت كني. كيف ميكني كه در آن مجلس معنوي بنشيني. يك كيف روحي به انسان دست ميدهد كه در هيچ مجلس شادي نيست!
آيتالله دزفولي ميگفت: يك روز آيتالله العظمي اديب بعد از سالها، آن هم در آن دل شب و مجالس حاليه عرفانيهاي كه داشتند، به همه آن كساني كه محضرشان بودند، فرمودند: چه حالي داريد؟ ايشان گفت: همه بدون استثناء گفتند كه از مجلس عروسي فرزندانمان شيرينتر است با اينكه معمولاً مجلس عروسي فرزند براي پدر و مادر يك حال عجيبي دارد.
مرحوم حاج آقاي حلوايي شب دامادي پسرشان با اينكه خيلي خسته هم بودند، ساعت 11 به بعد فرمودند: مابقياش براي خودتان باشد، من بايد پيش آقاجانمان بروم. يعني آن مجلس حال، ديگر انسان را به خودش گرفته است و ميخواهد پرواز كند.
امّا اگر در مجلس گناه وارد شديد، اولاً سعي كنيد خارج شويد؛ چون دچار تهمت هم ميشويد و ثانياً بعيد است كه وقتي مبتلا شديد، پاك شويد. روح را گرفتار ميكند و انسان را غل و زنجير ميكند.
پيغمبر اكرم، حضرت محمّد مصطفي ميفرمايند: «أَوْلَى النَّاسِ بِالتُّهَمَةِ مَنْ جَالَسَ أَهْلَ التُّهَمَةِ»[7] سزاوارترين مردم به تهمت كساني هستند كه با اهل تهمت؛ يعني افراد مظنون همنشيني ميكنند.
آيتالله مولوي قندهاري راجع به كسي كه اسمش را نميآورم، گفت: اين شخص راهش عوض ميشود؛ براي اين كه در دفترش انسانهايي كه باخدا و با انقلاب نيستند، راه ميدهد و خودش هم متهّم ميشود كه با اين افراد است و آرام آرام روح او هم همين مطالب را پيدا ميكند. او هم اينگونه شد، همانطور كه آن مرد الهي بيان فرمود؛ چون دفترش را باز كرد و هر كسي وارد شد، با اهل اتهام، با گناهكاران نشست و برخواست كرد!
آن آيتالله العظمي دزفولي بود كه عبا را روي آن خانمي كه اهل گناههاي آنچناني بود انداخت و مؤمنه خانم شد ـ همان جرياني كه قبل تعريف كرديم ـ وإلّا ما نميتوانيم، نشستن با اهل گناه ما را آلوده ميكند و آنوقت است كه سزوار اين هستيم كه به قول پيامبر به ما هم تهمت بزنند!
اين نكته خيلي مهّم است. موليالموالي(صلوات اللّه و سلامه عليه) ميفرمايند: «منْ وَقَفَ نَفْسَهُ مَوْقِفَ التُّهَمَةِ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ»[8] كسي كه خودش را در معرض تهمت قرار ميدهد، نبايد كسي را كه به او گمان بد برده است، سرزنش كند.
نبايد در مجلس گناه حاضر شد! نبايد با گناهكاران نشست! يك دليلش را بزرگان اينگونه بيان فرمودند: به خاطر اين كه هم از تهمت زدن به خود آن فرد جلوگيري شود، هم اگر كسي به سمت مجالس گناه رفت، خصوصيت گناه، آتش است و انسان را ميسوزاند؛ يعني او را هم دربرميگيرد.
نميتوانيم بگوييم كه ما مصون از گناه هستيم! مگر من و تو ولي خدا هستيم؟! ولي خدا هم اگر مأمور براي نجات كسي نباشد، وارد آن مجلس نميشود. اولياء خدا وقتي مجلس گناه را ميبينند حالشان بد ميشود، از چند فرسخي فرار ميكنند، از مجلس گناه بيراز هستند! وقتي از اسم گناه بيزار هستند، طبيعي است كه از مجلس گناه بيزار باشند.
راه رسيدن به مقامات معنوي
لذا بايد در اين موضوع خيلي تأمل كنيم كه دچار اين گناه كبيره نشويم. اگر دچار شديم، آنوقت چه انتظار داريم كه آن چه اولياء ديدند ما ببينيم؟! ما خودمان را پاك كنيم، خود به خود بينا ميشويم!
آسيد هاشم حداد گفت: يك روز وضو گرفتم و قصد كردم، گفتم ذوالجلال و الاكرام إنشاءالله به حق اين قدمي كه به سوي حرم أبيعبدالله برميدارم، يك روزي قسمت من كند كه مدينه منورّه باشم. تا قصد كردم، گفتم «بِسمّ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم»، يك حال و اوضاعي شد، ديدم من در مدينه منورّه هستم! نگاه كردم كنار قبر پيامبر عظيمالشّأن بودم!
همين است. وقتي انسان از گناه دور شد، مقامات خودش به سمت او ميآيد. لازم نيست دنبال اذكاري بگرديد كه چنين مقاماتي به دست شما بيايد. انسان از گناه پاك بشود، آن وقت ببيند كه چه ميشود؟! خدا گواه است مطالبي ميبيند.
خدايا! به حق آقاجانمان ما را عبد خودت قرار بده و ما را از گناه دور بگردان!
يكي از راههايش اين است: مجلس خوبان و مجلس دعا! راه ديگر هم اين است كه با آقاجان حرف بزنيم! به خصوص شب دقايقي را با آقاجان صحبت كنيم. اين را تمرين كنيم!
آيتالله مولوي قندهاري گفت: آقا دوست دارد با او با ادب ولي خودماني حرف بزنيم! بگوييد آقاجان! من جرأت ندارم، من آدم محكمي نيستم، عهد ببندم و گناه نكنم! آقاجان خودتان دستم را بگيريد! آقاجان من خودم را به شما سپردم!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۰۸ ساعت 12:43 توسط ب.ع
|